
خواجو، معمايي است همچون ساير معماهاي شگفتانگيز اصفهان. همچون حمام شيخ بهايي كه آب مورد استفاده در آن تنها با يك شمع گرم ميشد! و كنجكاوان نادان براي حل معمايش خرابش كردند! اما هيچگاه به راز آن پي نبردند...
خواجو معمايي است پنهان، پنهان همچون منارجنبان كه از لرزاندن يك مناره، كل بنا و مناره ديگر نيز به لرزه ميافتاد و باز كمخردان براي رازگشايي، يكي از منارههايش را خراب كردند. بعد كه خردشان را بسي محدودتر از كشف رازش يافتند، باز آجرها را سر جا گذاشتند، اما مناره ديگر نميجنبيد! و حالا منارجنبان لوچ شده است!! يكي از منارههايش نميجنبد، چون ساحت مقدسش به بيخردي آلوده شد.
چرا خواجو شگفتانگيز است؟!
حالا دست معماران و مهندسان عمران خيلي باز است. قبل از ساخت بنا به مدد انواع نرمافزارهاي سهبعدي ساز و شبيهساز بنايي را كه قرار است احداث شود ترسيم ميكنند و حتي بارگذاري آن را نيز ميآزمايند، اما با قاطعيت ميگويم كه لشكري از آنها با همه نرمافزارهايشان هيچگاه نخواهند توانست پل خواجوي ديگري بيافرينند. در خواجو حساب سنگريزههاي زير پل هم شده است! نظمي عجيب در جزء جزء اجزاي آن ميدرخشد، از نما گرفته تا استاتيك سازه... خواجو كلكسيوني از عجايب است... .
به خاطر شمع خواجويش
خواجو شگفتانگيز است به خاطر «شمعهايش!» در طبقه پايين پل در منتهااليه عرشه پل بايستيد و با زاويه 39 درجه نسبت به افق به تركيب طاقها، نشيمنگاهها و ديوارهها بنگريد. بناگاه از تركيب اين فضاي سهبعدي و از محل برخورد ديوارههاي پيشين و پسين شمعي سر بر ميآورد! شمعي كامل با اشكهايش! در واقع عابران و سياحان اگر در زاويه مذكور به دهانههاي پل بنگرند شمعهاي منحصر به فردي تشخيص داده ميشود كه به گفته برخي استادان «شمع» بيانگر فلسفه خاصي در اين پل است كه در اين مقال نميگنجد، اما آنچه عجيب مينمايد، چگونگي محاسبه زواياي سهبعدي در ذهن خارقالعاده معمار صفوي است كه بيهيچ رايانه و نرمافزاري چگونه چنين شاهكاري آفريده؟!
به خاطر عقاب بال گشودهاش
حالا از آسمان به پل بنگريد، سوار بر هواپيما، بالگرد يا چيزي چون اين. بناي پل از بالا همچون عقابي است كه با تمام شكوه بال گشوده و برپهنه آبي زايندهرود پرواز ميكند. كنگرههاي طبقات مختلف پل بسان پرهاي عقاب ميماند و برآمدگيهاي شاهنشين طبقه دوم پل همچون سر عقاب است. براستي معمار عهد صفوي چگونه حساب نگاه از آسمان را هم نگه داشته؟! و عجيبتر آنكه چنين پرسپكتيوي را چگونه در سر پرورانده؟!
به خاطر پايداري سازهاش
به گفته دكتر شاهكرمي از استادان برجسته دانشگاه اميركبير تهران، «پل خواجو شاهكار مهندسي دنياست»! حساب همه بارها، همه سربارها، همه ضربهها و فشارها شده است. زير پل و در بستر رودخانه از گويهاي سفالين استفاده شده كه با ساروج پر شدهاند و علاوه بر آببند كردن پي، بر پايداري سازه افزودهاند.
به خاطر سد بودنش
در زمان شاهان صفوي از پل خواجو به عنوان «سد» هم استفاده مي شده، اينگونه كه وقت جشنها و پايكوبي مردم خوشبخت اصفهان، با تختههايي چوبي آبراهههاي زير پل و حتي دهانههاي طبقه اول پل بسته ميشده و آب بالا و بالاتر ميآمده، تا آنجا كه زايندهرود به درياچهاي تبديل ميشده كه سطحش چونان آينهاي نورچراغهاي آويخته و آتشبازيها را باز ميتابانده است و وزن عظيم آب بالادست پل را سازه، بيهيچ كمر خم كردني تاب ميآورده ... .
به خاطر شاهكارهاي معمارياش
در هر دو طبقه پل، موزهاي از انواع هنرهاي صفوي، به رايگان در پيش ديدگان رهگذران، جلوه دارد كه گنجينهاي از نابترين هنرهاي شناخته شده در جهان است! آميزهاي از رنگ و نقش. انواع كاشيها، مقرنسها، كندهكاريها، طاقها، طاقچهها و ... .
به خاطر آنچه در اينجا نميگنجد
... و پل خواجو شگفتانگيز است به خاطر هزاران شگفتي ديگر كه در اين مقاله جاي نميگيرد و شگفتانگيز است به خاطر هزاران شگفتي ديگرش كه هنوز كشف نشده است.
پل خواجو را كه ساخت؟
پل خواجو يا پل شاهي به امر شاهعباس دوم در سال 1060 ه . ق روي ويرانههاي پلي از دوره تيموري بهصورت امروزي آن ساخته شده و سازنده آن ناشناس است. اگرچه گاهي و در برخي كتب از اسم بعضي اشخاص به عنوان معمار و سازنده پل نام برده ميشود، اما درباره سازنده آن اجماعي وجود ندارد.
به نظر ميرسد حتي قبل از اسلام نيز در اينجا پلي وجود داشته؛ چرا كه شاهراه اصفهان شيراز از فراز اين پل ميگذشته است.
مولف تاريخ اصفهان و ري نوشته: «ريشه و اساسش (اساس پل خواجو) قبل از عجم بوده و زمان تركمانهاي آققويونلو تعمير شده و به عهد صفويه مرتبه بالا را طرح انداخته و بيگلربيگي صدر اصفهاني روي مرتبه فوقاني بالاخانه ساخته بود به نام خود كه در سال 1310 كسان ظلالسلطان [حاكم جبار اصفهان] خراب كردند.»!
اگرچه در اين متن نويسنده معتقد است كه صفويه طبقه بالايي پل را ساختهاند، اما در بسياري از متون نوشته شده كه در زمان صفوي باقيمانده پل قديمي را كاملا خراب كرده و پل فعلي را بنا نهادهاند.
يك راز عجيب!
اگر به سنگهاي طبقه پاييني پل نگاه كنيد، علامتهاي عجيبي را روي برخي از آنها ميبينيد كه به دست حجاراني كندهكاري شده است. درباره اين علائم حرف و حديث بسيار است. عدهاي آن را علائمي ميدانند كه هر كدامش مخصوص يك سنگتراش عهد صفوي بود و به اين وسيله در پايان كار مشخص ميشده كه هر كس چند سنگ تراشيده و چقدر مزد ميگيرد؟ اما معدود افرادي از كارشناسان معتقدند اين علامتها علائم حروف الفباي يوناني است! به اعتقاد ايشان در منطقه جي اصفهان ويرانههايي از كاخهاي دوران ساساني باقيمانده بوده كه سنگتراشان آن (برخي از آنها) يوناني بودهاند و در عهد صفوي در ساخت پل خواجو از سنگهاي آن بناهاي قديمي استفاده شده است. به هر حال سنگهاي عجيب علامتدار خواجو همچنان يك معماست...
ايران، سال 1388، اصفهان
تمام آنچه درباره خواجو گفته شد، براي آن بود كه مخاطبان پي به اندكي از ويژگيهاي منحصر به فرد اين شاهكار معماري و مهندسي ببرند، اگرچه قلم از بيان همه گفتنيها قاصر است، اما اينك حدود يك ماه است كه سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان اقدام به مرمت اين اثرتاريخي كردهاند و همين مرمت سبب جنجالهاي فراوان رسانهاي در داخل و خارج كشور شده است.
بيشتر كارشناسان باتجربه، روزنامهنگاران و رسانهها، مرمت پلخواجو را غير اصولي دانستند. مردم نگران به پل مينگريستند و با تعجب ميگفتند: «اينها چه ميكنند؟» تب ماجرا بالا گرفت. پل خواجو به يك بمب رسانهاي تبديل شد.
احمد امينپور رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اصفهان در موضعي عجيب در كنفرانس مطبوعاتي خود گفت: پيمانكاران و افرادي كه از اين سازمان اخراج شدهاند، به طور دائم در حال جوسازي در مورد اقدامات اين سازمان هستند. او خبرنگاران را تهديد به شكايت كرد و گفت: اگر انتقادي غيرمنطقي صورت گيرد شكايت ميكنيم.
به زعم او اين خط و نشان كشيدن ميتوانست از حجم انتقادات بكاهد، اما در كمال تعجب خبرنگاران و فعالان مطبوعات اصفهان بيانيهاي صادر كردند كه به امضاي حدود 50 نفر رسيد و چنين تعداد امضايي در تاريخ بيانيههاي استان اصفهان بيسابقه بود. آنها امينپور و سازمانش را به باد انتقاد گرفتند و يك قدم جلوتر آمدند...
آنها در پل خواجو چه كردند؟!
مجدالدين رحيمي، كارشناس ميراث فرهنگي به خبرگزاري مهر ميگويد: با توجه به روند به اصطلاح مرمتي كه در پل خواجوي اصفهان صورت گرفته اين اثر ارزش تاريخي خود را از دست داده است.
او با اشاره به اين كه بخشهاي زيادي از پل به دليل رعايت نشدن قانون و بيبندوباري مسوولان از بين رفته، تاكيد ميكند: مرمت پل خواجوي اصفهان نيز به دليل مرمت غير اصولي و متوليان زياد دچار اين مشكل شده به طوري كه به جاي سازمان ميراث فرهنگي از سوي سازمان نوسازي شهرداري بهسازي شده است!
پيش از اين حسن كامران نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي عنوان كرده بود كه در اصفهان تاكنون هيچگاه سازمان ميراث فرهنگي شانس نداشته و از وجود مديريت توانا و شايسته محروم بوده است و طي اين سالها از مديريت ميراث فرهنگي در اصفهان ضمن اين كه اقدام جدي و خاصي شاهد نبودهايم، شاهد تخريب آثار مهمي چون پل خواجو نيز هستيم.
به جمله آخر كامران دقت كنيد: «شاهد تخريب آثار مهمي چون پلخواجو نيز هستيم.» اين جمله نشان ميدهد كه او از تخريب پارهاي ديگر از بناهاي نصف جهان نيز متاسف است. شايد سواي مرمتهاي غيراصولي در اين شهر، او از پروژه نابودكننده ميراث اصفهان يعني «مترو!» نيز شكايت دارد.
متروي اصفهان، ميراث ارزشمند جهان را كه در نصف جهان جاي داده شده هدف گرفته است. اما مافيايي پشت آن است كه نه به قانون پاسخگوست و نه به خبرنگاران! رئيس متروي اصفهان همه درها را به روي رسانهها بسته و با حمايتهاي مسوولان استان بخصوص شهردار و رئيس شوراي شهر با فراغ خاطر تونل مترو را از زير آثار تاريخي ميگذراند. حتي به كارشناسان ميراث فرهنگي هم اجازه نزديك شدن به تونلهاي مترو داده نميشود!
آن زير دستگاههاي تي.بي.ام، آخرين ميراث برجاي مانده اصفهان را هم نابود ميكنند.
حسين حسينيپناه عضو انجمن موزهداران خصوصي اصفهان به فارس گفته: «وضعيت فعلي پلخواجو از متروي اصفهان سرچشمه ميگيرد. زيرا در حالي كه مسوولان قول دادند، مترو از زير چهارباغ و از نزديكي سي و سهپل عبور نخواهد كرد، اما به وعده خود پايبند نماندند و در اين زمينه هم هيچ اهميتي به نظر مردم داده نميشود.» او ادامه ميدهد: «مرمت پل خواجو به اين شيوه ناديده گرفتن و محو تاريخ اين شهر است»!
چه كسي ميگويد مرمت پل خواجو غيراصولي است؟
هر روز و در روزنامهها و خبرگزاريهاي مختلف از انواع طيفهاي فكري و سليقهاي، مرمت پل خواجو زير سوال ميرود، اما همچنان امينپور و معاونانش ميگويند مرغ يك پا دارد. آنها به جاي يك معذرتخواهي رسمي، منتقدان را تهديد به شكايت كردهاند!
دكتر شاهكرمي استاد دانشگاه اميركبير تهران و كسي كه سالهاي سال از عمر خود را روي معماري خواجو گذارده به خبرگزاري مهر ميگويد: «حتي يك سنگ هم نبايد از پل خواجو برداشته ميشد»! او كه در زمينهسازه و مهندسي يد طولايي دارد، خواجو را سازهاي يكپارچه ميبيند كه همه اجزاي آن بسان پازلي به هم مرتبطند. او با علم خود دريافته كه مرمت اثري همچون پلخواجو نياز به تحقيقات وسيع و دامنهدار دارد و برداشتن غيراصولي حتي يك سنگ ميتواند در كل سازه اثرگذار باشد؛ چيزي كه مسوولان ميراث اصفهان هنوز به طور كامل درك نكردهاند.
به دكتر قانعي از معماران برجسته ايرانزمين و برنده جوايز فراوان معماري تلفن ميزنم. او هم شاكي است ميگويد: «عكسهاي عمليات مرمت را ديدم و افسوس خوردم! از شكسته شدن سنگهاي صفوي از عمليات ماشينهاي سنگين و ... ما كه روي بحثهاي مرمت حساسيم فقط افسوس ميخوريم! ما متفقالنظريم كه اين مرمت اصولي نيست.»
او از اشخاصي كه در اين مرمت سهيماند شكايت دارد و از تعجيل سازمان در اين مرمت متعجب است.
به راستي چرا در حريم اين پل از ماشينهاي سنگين استفاده شد؟! جالبتر آن كه در عمليات حفاري پاييندست پل اتفاق جالبي افتاد!
ماجراي سنگقبرها!
در جريان خاكبرداري از پاييندست پل و وقتي كه لودرها زمين را ميكندند، تعداد زيادي سنگ قبر بسيار نفيس و قديمي سر بر آورد، همراه تعداد زيادي تخته سنگهاي حجاري شده با همان علائم عجيب و غريب حجاران!
اين كه اين سنگها اينجا چه ميكنند هنوز معماست، اما به گفته شاهدان در عمليات حفاري بسياري از اين سنگقبرهاي نفيس با خطوط و تزيينات منحصربهفرد ميشكند و مسوولان موزه سنگ تخت فولاد اصفهان تنها سه، چهار تا از سنگ قبرهاي كمتر آسيب ديده را به موزه انتقال ميدهند و از سرنوشت ديگر سنگ قبرهاي آسيبديده اظهار بياطلاعي ميكنند.
همين كافي است تا بدانيد چرا دلسوزان پاي بر زمين ميكوبيدند كه ماشينهاي سنگين را خاموش كنيد، پل خواجو غولهاي آهنين را برنميتابد... .
پلكانها
اگرچه در مرمت رسم بر اين است كه گام به گام جلو بروند و مثلا در مرمت يك رديف پله، اول پله اولي مرمت شود، بعد دومي و... اما در مرمت پل خواجو همه پلههاي پلكانها مورد مرمت از جا خارج شد و اين هم صداي مردم و كارشناسان را درآورد. سپس با اين استدلال كه پارهاي از سنگهاي پلكانها يا متعلق به زمان صفوي نيستند و محصول نوسازيهاي سالهاي گذشتهاند يا اگر هم متعلق به زمان صفوي هستند، عمر مفيدشان به سر آمده، خرد و دور ريخته شدند و به جاي آنها از سنگهايي استفاده شد كه هيچ همخواني با پل نداشت و اين بار مسوولان ميراث اين گونه دسته گل جديد را توجيه كردند كه لازم است قطعههاي مرمتي با ساير اجزاي پل تفاوت داشته باشد تا ناظران متوجه اصل نبودن آن شوند! با اين حساب و با يك حساب سرانگشتي، تا چند سال ديگر پل خواجو سازهاي بسيار زشت و وصله وصلهاي خواهد بود، اما ماجرا كمي مشكوك به نظر ميرسد. در حفاظت و مرمت آثار تاريخي اصلي به نام «حفظ اصالت و سنديت طرح و ماده تشكيلدهنده اثر» وجود دارد. طبق اين اصل، تا حدامكان نهتنها بايد شكل و ساختار اصلي اثر حفظ شود و تغييري در آن به وجود نيايد، بلكه ماده ساختماني و سازنده آن نيز بايد حفظ شود و اين به آن دليل است كه ماده و مصالح سازنده اثر نيز داراي ارزش تاريخي و منتقلكننده اطلاعات و دانش ويژه دوران خود است.
از دكتر يقيني، يكي ديگر از كارشناسان زبده نصف جهان در اين باره ميپرسم. او معتقد است با برخي سنگهاي پلهها را ميشد با وصالي و لقمهگذاري ترميم كرد و لازم نبود خرد شده و دور ريخته شوند. او به نكته بسيار ظريفي اشاره ميكند كه سنگهاي استفاده شده در ساختن پل خواجو 2 دسته بوده كه حاصل تلاش 2دسته انسان متفاوت، يعني سنگتراش و معمار بوده است. پس برخي علامتدار است و برخي بيعلامت. لذا وقتي ما در پلهها، سنگي را بدون علامت ميبينيم، چطور به خودمان اجازه ميدهيم بگوييم اين متعلق به زمان صفوي نيست و آن را نابود كنيم؟!
استدلال دكتر يقيني را به گونه ديگري هم ميشود مطرح كرد كه با استدلال ديگران درباره قدمت ساساني سنگهاي علامتدار جور دربيايد. اين گونه كه ممكن است سنگهاي صفوي بيعلامت بودهاند و ميان آنها از سنگهاي علامتدار زمان ساساني هم استفاده شده. در هر صورت اگر استدلال سومي همچون استدلال مسوولان ميراث فرهنگي اصفهان مبني بر اين كه اين سنگها هر چه بود عمر مفيدش به سر آمده بود و بايد خرد ميشد را بپذيريم پس با اين استدلال، بناهاي سنگي روم باستان و تختجمشيد لازم مينمود كه هزار باره نو شده باشد!
دكتر يقيني ميگويد: اين سنگهاي جديد همخواني با پل ندارد؛ اين اشتباه است! حتي روي سنگها تيشه ماشيني گذاشتهاند. در صورتي كه ما انواعي از تيشههايي را داريم كه هر كدام مشخصه يك دوره و يك تفكر است. اين كه سنگهاي صفوي، لبههايش پخ خاصي دارد. از نظر معماري، زيبايي و شكوه خاصي را تداعي ميكند... او به طريقه ساختن ملاتهاي جديد در عمليات مرمت و حتي كتابچهاي كه سازمان درباره مرمت پل خواجو چاپ كرده هم انتقاد دارد و همچون ديگر كارشناسان افسوس ميخورد... .
كنعاني، كارشناس مرمت به نكته جالبي اشاره ميكند: «تا زماني كه افراد مشغول در عمليات مرمت، مصالح، زمانبندي عمليات و روشهاي مورد استفاده شفافيت نداشته باشد، با چنين دردسرهايي روبهروييم. چرا آن گونه كه در سراسر دنيا مرسوم است، پيش از شروع مرمت، موارد مذكور را با رسانهها و كارشناسان در ميان نگذاشتيم؟! چرا سود و زيان را در نظر نگرفتيم و با امكانات، بودجه و افرادي كه در اختيار داريم، زماني نامناسب براي مرمت را برگزيديم؟! يا بهتر بود پل به حال خود رها ميشد شايد كمتر آسيب ميديد! پل خواجو نياز به بودجهاي ملي داشت....»
سخن آخر
از شمع بپرسيد حديث دل خواجو
جز شمع جگرسوز كه شد همدم خواجو
جام جم - یکشنبه ۱۹/۵/۸۸

سازمان بهداشت جهانی رسما اعلام کرد که همهگیری جهانی آنفلوانزای خوکی آغاز شده است. این، نخستین همهگیری جهانی در چهل سال اخیر است.
خانم مارگارت چن، دبیرکل سازمان بهداشت جهانی بالاخره اعلام کرد که بیماری آنفلوانزای نوع آ (اچ.1.ان.1) به مرحله همهگیری جهانی رسیده است. اینکه این اعلام رسمی تا چه اندازه بر اقدامات پیشگیرانه دولتها تاثیر میگذارد، خیلی مهم نیست، چرا که بیشتر کشورهای جهان هفتهها است برای مقابله با این بیماری آماده شدهاند. اکنون مهمترین پرسش، این است که شیوع آنفلوانزای نوع آ تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.
آنفلوانزای خوکی چیست؟
نوع جدید آنفلوآنزای خوکی که در سال 1388 / ۲۰۰۹ در مکزیک و آمریکا کشف شد، ترکیبی از ویروسهای آنفلوآنزای خوکی، انسانی و حاد پرندگان است. پیش از شیوع آنفلوآنزای خوکی در مکزیک، مواردی از ابتلای گسترده دامی و انسانی به این بیماری در آمریکا در سال 1355 / ۱۹۷۶ و در فیلیپین در سال 1386 / ۲۰۰۷ گزارش شده بود.
علائم آنفلوآنزای خوکی در میان انسانها به آنفلوانزای انسانی یعنی تب، سرفه، گلودرد، سردرد، احساس سرما و خستگی شباهت دارد. برخی از افراد نیز پس از مبتلا شدن به این بیماری دچار اسهال و استفراغ میشوند. به علت این شباهت ها پزشکان قادر به تشخیص قطعی آنفلوانزای خوکی نیستند، و تشخیص قطعی آن فقط با انجام تستهای حساس آزمایشگاهی ممکن است.
ویروس آنفلوانزای خوکی دقیقا مشابه آنفلوانزای معمولی سرایت میکند. شما ممکن است از طریق تماس با فرد آلوده و یا لمس سطوح و اشیایی که قبلا توسط این افراد لمس شدهاند و سپس دست زدن به چشم و دهان و بینی خود به این بیماری مبتلا شوید. در یک فرد آلوده، انتشار این ویروس به محیط از یک روز قبل از شروع علائم بیماری آغاز میشود و تا یک هفته پس از ابتلا ادامه می یابد.
به جای ترسیدن چه کنیم؟
به جای اینکه از نام پرهراس این بیماری بترسید، موارد زیر را رعایت کنید.
• دستان خود را مرتب با آب و صابون بشویید، مخصوصا زمانی که عطسه یا سرفه میکنید و یا وقتی که از بیرون به خانه باز میگردید. و اگر آب و صابون در دسترس نیست، میتوانید از ژلهای تمیزکننده دست استفاده کنید.
• از تماس نزدیک با انسانهایی که آلودهاند، بپرهیزید.
• از دست زدن به اشیا و سطوحی که ممکن است آلوده باشند، مخصوصا در اماکن عمومی بپرهیزید.(مانند میزهای کافیشاپها و رستورانها، دستگیره درب وسائل حمل و نقل عمومی، نردهها و ...)
• از دست زدن به دهان، بینی و چشمان خود بپرهیزید.
• در صورتی که خود مشکوک به ابتلا به آنفلوآنزا هستید، حتما هنگام عطسه و سرفه جلوی دهان و بینی خود را بگیرید. اگر دستمال به همراه ندارید، هنگام عطسه یا سرفه قسمت داخلی آرنج خود را در برابر دهان و بینی بگیرید تا دستانتان آلوده نشوند.
تا کنون شدت ابتلا به این بیماری در بسیاری از افراد، در حد خفیف و متوسط بوده است. بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری بدون بستری شدن در بیمارستان و با دریافت داروهای ضد ویروس (Relenza) و (Tamiflu) بهبودی کامل یافتهاند.
نکته مهم در مورد ترسی که این روزها نسبت به این ویروس وجود دارد این می باشد که شاید همهگیری جهانی این بیماری یا همان پاندمیک شدن (Pandemic) آن مترادف با مرگومیر فراوان است؛ در صورتیکه چنین چیزی به هیچ عنوان صحیح نیست. البته ذکر این نکته نیز در مورد سرزمین خودمان نیز خالی از لطف نیست که هرچند در کشور ما خوک وجود ندارد، ولی باید وجود گراز را در ایران که از نظر ساختار سلولی و فیزیو آناتومیک بسیار شبیه به خوک است، مورد توجه قرار داد.
خبر آنلاين